
به گزارش خبرنگار تابناک از استان آذربایجان غربی، شهرچای برای ارومیه فقط یک مسیر عبور آب نیست؛ این رودخانه از دل شهر میگذرد و میتواند همان نقشی را ایفا کند که رودخانهها در بسیاری از شهرهای موفق دنیا ایفا کردهاند؛ یعنی تبدیل شدن به محور زندگی شهری، گردشگری و نشاط اجتماعی، اما وضعیت فعلی این رودخانه، بهویژه از نظر ظاهری، با چنین جایگاهی فاصله زیادی دارد و انباشت رسوبات، نبود پاکسازی منظم، ضعف مبلمان شهری، کمبود نورپردازی، نبود مسیرهای پیادهروی استاندارد و آشفتگی در حریم، باعث شده شهرچای در نگاه بسیاری از شهروندان، نه یک ظرفیت گردشگری، بلکه یک فضای رهاشده تلقی شود.
بررسی اخبار منتشرشده در ماههای اخیر نشان میدهد که موضوع ساماندهی شهرچای بارها در دستور کار شهرداری، شورای شهر و دستگاههای مرتبط قرار گرفته است و حتی از آغاز عملیات لایروبی، رفع تصرف حریم و همکاری با شرکت آب منطقهای آذربایجانغربی نیز سخن گفته شده، اما آنچه مردم در زندگی روزمره میبینند، هنوز با وعدههای اعلامشده همخوانی کامل ندارد.
در شرایطی که ارومیه به دلیل موقعیت جغرافیایی، نزدیکی به دریاچه ارومیه، تنوع فرهنگی و ظرفیتهای طبیعی میتواند مقصد مهم گردشگری شمالغرب کشور باشد، بیتوجهی به رودخانهای در قلب شهر، نوعی فرصتسوزی آشکار محسوب میشود و شهرچای اگر درست دیده شود، میتواند به یکی از مهمترین سرمایههای شهری ارومیه تبدیل شود.
رودخانهای با ظرفیت بالا، اما چهرهای نامناسب
شهرچای از نظر موقعیت مکانی، یکی از ارزشمندترین محورهای طبیعی ارومیه است؛ زیرا در ارتباط مستقیم با بافت شهری قرار دارد و میتواند شهروندان را بدون نیاز به خروج از شهر، به یک فضای طبیعی و تفریحی متصل کند، با این حال، ظاهر فعلی بخشهایی از این رودخانه نشان میدهد که نگاه مدیریتی به آن بیشتر فنی و مقطعی بوده تا شهری و اجتماعی و لایروبی و کنترل سیلاب ضروری است، اما کافی نیست؛ رودخانه شهری باید هم ایمن، هم زیبا، هم پاکیزه و هم قابل استفاده برای مردم باشد.
در بسیاری از نقاط، نبود طراحی یکپارچه در جدارهها و حریم رودخانه باعث شده شهرچای از نظر بصری انسجام لازم را نداشته باشد و شهروندی که از کنار آن عبور میکند، به جای دیدن یک فضای آرام و منظم، با منظری ناهماهنگ و گاه آزاردهنده روبهرو میشود.
مسئله مهمتر این است که ظاهر نامناسب رودخانه به مرور زمان باعث کاهش حساسیت عمومی نسبت به آن میشود و وقتی یک فضای شهری برای مدت طولانی رهاشده دیده شود، شهروندان نیز کمتر آن را سرمایه عمومی تلقی میکنند و همین موضوع روند فرسودگی و بینظمی را تشدید میکند.
بی توجهی مسئولان به ظاهر شهرچای ارومیه
یکی از مهمترین دلایل این وضعیت، تعدد دستگاههای مسئول است، مدیریت رودخانه شهری فقط در اختیار شهرداری نیست؛ شرکت آب منطقهای، اداره محیطزیست، دستگاههای خدماتی، نهادهای نظارتی و مدیریت بحران نیز در آن نقش دارند و همین تعدد مسئولیتها باعث میشود تصمیمگیری و اجرای طرحها کند و گاهی پراکنده باشد.
دلیل دیگر، نبود نگاه بلندمدت به نگهداشت رودخانه است، در بسیاری از موارد، عملیاتهایی مانند لایروبی یا پاکسازی بهصورت مقطعی انجام میشود، اما برنامه منظم برای تداوم پاکیزگی، کنترل زباله، نگهداری فضای سبز، نورپردازی و مراقبت از حریم وجود ندارد و نتیجه این میشود که پس از مدتی، رودخانه دوباره به وضعیت قبلی بازمیگردد.
از سوی دیگر، در اولویتبندی بودجهای مدیریت شهری، پروژههایی مانند آسفالت، ترافیک، حملونقل، پسماند و خدمات روزانه معمولاً جلوتر از ساماندهی منظر رودخانه قرار میگیرند و این در حالی است که زیباسازی و احیای رودخانه، یک هزینه تزئینی نیست، بلکه سرمایهگذاری مستقیم بر کیفیت زندگی، سلامت روان شهروندان و اقتصاد گردشگری شهر است.
مشکل دیگر، ضعف مطالبهگری منسجم درباره شهرچای است، اگرچه مردم از وضعیت ظاهری رودخانه گلایه دارند، اما این مطالبه هنوز به یک خواسته جدی، مستمر و سازمانیافته شهری تبدیل نشده است و تا زمانی که افکار عمومی، رسانهها و نهادهای مدنی بهطور پیوسته این موضوع را پیگیری نکنند، احتمال عقبافتادن آن در اولویت مدیران وجود دارد.
تبدیل شهرهایی ارومیه به محور گردشگری
در بسیاری از شهرهای ایران و جهان، رودخانههایی وجود داشتهاند که در مقطعی وضعیت مشابهی با شهرچای داشتهاند؛ یعنی آلوده، فرسوده، بینظم یا جداافتاده از زندگی مردم، اما با اجرای طرحهای احیا و بازآفرینی، همین رودخانهها به محورهای گردشگری و تفریحی تبدیل شدهاند.
نمونههای موفق نشان میدهد که احیای رودخانه فقط با پاکسازی بستر انجام نمیشود بلکه ایجاد مسیر پیادهروی، مسیر دوچرخه، نورپردازی شبانه، کاشت فضای سبز، نصب نیمکت، ایجاد کافههای مجاز، کنترل ساختوساز در حریم و برگزاری رویدادهای فرهنگی، از اقداماتی است که رودخانه را به فضای زنده شهری تبدیل میکند.
در شهرهایی که رودخانههای شهری سامان یافتهاند، مردم فقط برای عبور از کنار رودخانه استفاده نمیکنند، بلکه برای ماندن، قدم زدن، عکاسی، گفتوگو، ورزش و گذران اوقات فراغت به آن مراجعه میکنند و این همان حلقه گمشده شهرچای است؛ رودخانهای که هنوز به مقصد شهری تبدیل نشده است.
تفاوت اصلی شهرچای با نمونههای موفق، نه در ظرفیت طبیعی، بلکه در شیوه مدیریت و طراحی است، شهرچای از نظر موقعیت درونشهری، ظرفیت تبدیل شدن به یک محور تفریحی را دارد، اما نبود طرح جامع اجرایی، ناهماهنگی نهادی و ضعف نگهداشت باعث شده این ظرفیت بالفعل نشود.
تأثیر ساماندهی شهرچای بر گردشگری و تفریح مردم ارومیه
اگر ظاهر شهرچای بهصورت جدی ساماندهی شود، نخستین اثر آن افزایش استفاده شهروندان از فضاهای عمومی خواهد بود، ارومیه به فضاهای امن، پاکیزه و خانوادگی برای پیادهروی، تفریح عصرگاهی و حضور اجتماعی نیاز دارد و شهرچای میتواند یکی از بهترین پاسخها به این نیاز باشد.
از نظر گردشگری نیز، رودخانه سامانیافته میتواند مدت ماندگاری مسافران در شهر را افزایش دهد و گردشگری فقط به آثار تاریخی و جاذبههای خارج شهر وابسته نیست؛ مسافران در مقصد به فضاهایی نیاز دارند که بتوانند در آن قدم بزنند، عکس بگیرند، استراحت کنند و حس خوبی از شهر دریافت کنند.
ساماندهی شهرچای همچنین میتواند به رونق اقتصادی پیرامون رودخانه کمک کند. تجربه شهرهای مختلف نشان داده که با ایجاد فضاهای عمومی جذاب، کسبوکارهای کوچک مانند کافهها، رستورانها، فروشگاههای محلی، خدمات تفریحی و فعالیتهای فرهنگی در اطراف آن فعال میشوند.
از سوی دیگر، رودخانه زیبا و تمیز میتواند تصویر ذهنی ارومیه را نزد مسافران تغییر دهد، شهری که رودخانه مرکزی خود را بهخوبی مدیریت کرده باشد، در نگاه گردشگر شهری منظم، زنده و قابل احترام دیده میشود و این موضوع در تقویت برند شهری ارومیه بسیار اثرگذار است.
نقش تعیین کننده مدیریت شهری در بهبود اوضاع شهرچایی ارومیه
تعیین مدیریت واحد برای ساماندهی شهرچای یکی از گامهای مهم در احیای این رودخانه است و تا زمانی که هر دستگاه فقط بخشی از مسئولیت را بر عهده بگیرد و پاسخگویی مشخص نباشد، روند کار کند و پراکنده خواهد ماند و یک ستاد اجرایی مشخص با زمانبندی شفاف میتواند از موازیکاری جلوگیری کند.
همچینین طرح جامع منظر رودخانه است و این طرح باید فراتر از لایروبی باشد و موضوعاتی مانند پاکسازی، نورپردازی، پیادهراهسازی، فضای سبز، ایمنی، مبلمان شهری، دسترسی معلولان، مسیر دوچرخه و کاربریهای مجاز حریم را شامل شود و اجرای مرحلهای، اما مستمر، لازم نیست همه مسیر شهرچای بهصورت همزمان ساماندهی شود؛ میتوان چند نقطه مهم و پرتردد را بهعنوان پایلوت انتخاب کرد و با اجرای موفق در همان بخشها، اعتماد عمومی را افزایش داد.
شهرچای ارومیه امروز میان دو مسیر قرار دارد؛ یا همچنان با چهرهای نامناسب و کمتوجه باقی میماند، یا با تصمیم جدی مدیران شهری و استانی به یکی از شاخصترین فضاهای عمومی ارومیه تبدیل میشود.
این رودخانه ظرفیت آن را دارد که به محل پیادهروی، تفریح خانوادگی، گردشگری شهری، رویدادهای فرهنگی و رونق اقتصادی تبدیل شود، اما تحقق این هدف نیازمند مدیریت یکپارچه، بودجه مشخص، برنامه نگهداشت و نگاه حرفهای به منظر شهری است و اگر مسئولان ارومیه میخواهند شهری زیستپذیرتر، جذابتر و گردشگرپذیرتر بسازند، ساماندهی شهرچای نباید یک وعده تکراری بماند؛ باید به پروژهای ماندگار، قابل مشاهده و مطالبهپذیر تبدیل شود.
انتهای پیام/