
به گزارش خبرنگار تابناک از استان آذربایجان غربی، والیبال در ارومیه فقط یک ورزش نیست؛ یک هویت اجتماعی و یک سرمایه فرهنگی است و از سالها قبل، سالنهای این شهر با شور هوادارانی پر میشد که شهرداری ارومیه را نه صرفا یک تیم، بلکه نماینده غیرت و افتخار منطقه میدانستند.
همین پشتوانه مردمی باعث شده است این تیم، حتی در فصلهایی که فراز و نشیب زیادی داشته، همواره در کانون توجه لیگ برتر باشد و با این حال، مرور تاریخ لیگ نشان میدهد که ارومیه با وجود همه ظرفیتها، هنوز به قهرمانی نرسیده است.
این تناقض برای بسیاری از هواداران و کارشناسان سوالبرانگیز است؛ تیمی که بارها به نیمهنهایی، مراحل حساس و حتی صدر جدول نزدیک شده، چرا در لحظه آخر از جام فاصله گرفته است؟
پاسخ این سوال تنها در یک عامل خلاصه نمیشود و مجموعهای از دلایل فنی، مدیریتی و ساختاری در آن نقش داشتهاند و بر اساس تازهترین جدول لیگ برتر والیبال مردان، شهرداری ارومیه با ۱۱ برد و ۷ باخت و ۳۲ امتیاز در رده ششم قرار دارد و همچنان در کورس رقابت حضور دارد.
در مقاطعی از فصل نیز این تیم حتی صدرنشین یا قهرمان نیمفصل شده و نشان داده که از نظر کیفیت بازیکن و توان رقابتی، فاصلهای جدی با مدعیان اصلی ندارد، اما مساله اصلی این است که در لیگ، ثبات و تداوم از نام بزرگ مهمتر است.
ارومیه؛ شهر والیبال، اما بدون جام قهرمانی
ارومیه از قطبهای اصلی والیبال ایران است و تماشاگرانش در کشور به شور، دانش فنی و پیگیری مثالزدنی معروفاند و این فضا باعث شده شهرداری ارومیه در بسیاری از فصلها تیمی پرفشار، پرانرژی و با انگیزه بالا باشد، اما همین جو سنگین گاهی به جای کمک، بار روانی مضاعفی بر دوش بازیکنان گذاشته است.
در واقع، تیمی که باید از حمایت سکوها انرژی بگیرد، بعضی وقتها زیر سایه توقعات بالا دچار اضطراب شده است و از منظر فنی، شهرداری ارومیه همیشه تیمی بوده که مقطعی اوج گرفته، اما کمتر توانسته یک مسیر طولانیِ بدون افت را طی کند.
در لیگهای قهرمانی، تیمی موفق میشود که علاوه بر ستارهها، ساختار دفاعی، سرویس هدفمند، پاس منظم و برنامه جایگزین در لحظههای بحران داشته باشد و ارومیه در برخی فصلها این اجزا را داشته، اما نه همیشه و این موجب بروز مشکلات برای این تیم شده است.
عامل دیگر، گردش بالای بازیکن و تغییرات پیدرپی در ترکیب بوده است، وقتی یک تیم هر سال با چهرههای تازه وارد لیگ میشود، رسیدن به انسجام تاکتیکی زمان میبرد و شهرداری ارومیه در دورههایی ستاره داشت، اما عمر همکاریها گاه کوتاه بود و پروژه تیمسازی به سرانجام نرسید.
در والیبال، قهرمانی فقط با اسمهای بزرگ به دست نمیآید؛ هماهنگی و تداوم، ستون اصلی موفقیت هستند.
قهرمانی در لیگ برتر والیبال، رویای دست نیافتنی شهرداری ارومیه
یکی از مهمترین دلایل، کمبود ثبات مدیریتی و فنی در مقاطع حساس بوده است، تغییرات در کادر فنی، نوسان در سیاست جذب بازیکن و گاهی تصمیمهای عجولانه، مسیر تیم را از یک پروژه بلندمدت به یک تلاش مقطعی تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، تیم مدعی ممکن است یک فصل خوب باشد، اما برای فتح جام نیاز به برنامهریزی چندساله دارد و قهرمانی، محصول یک ساختار است نه فقط نتیجه چند برد متوالی و دلیل بعدی، فشار روانی ناشی از انتظارات بالای هواداران و رسانههاست.
در ارومیه، برد خواسته حداقلی و قهرمانی مطالبه همیشگی است؛ این ویژگی از یک سو مزیت بزرگ محسوب میشود، اما از سوی دیگر میتواند تیم را در بازیهای پایانی فرسوده کند.
بازیکنانی که در چنین فضایی بازی میکنند، اغلب باید همزمان با حریف و با فشار درونی خودشان بجنگند و همین موضوع در لحظات تعیینکننده، تفاوت بین تیم قهرمان و تیم نایبقهرمان را رقم میزند.
از منظر رقابتی نیز لیگ برتر والیبال ایران در سالهای اخیر به شدت فشرده و مدعیمحور شده است و تیمهایی مثل فولاد سیرجان، شهداب یزد، پیکان و سپاهان با سرمایهگذاری، نظم و عمق بیشتر وارد میدان شدهاند و این یعنی ارومیه دیگر با رقبای متوسط روبهرو نیست، بلکه باید برای هر امتیاز در برابر تیمهای سازمانیافته و باتجربه بجنگد.
در چنین سطحی، کوچکترین افت در دریافت، سرویس یا توپهای برگشتی میتواند کل فصل را تغییر دهد و نکته مهم دیگر، کمبود بازیکنان کاملا تعیینکننده در لحظات فینالی است.
بسیاری از تیمها تا نیمه راه خوب پیش میروند، اما در لحظهای که مسابقه به ست پنجم یا بازی سرنوشتساز میرسد، به ستارهای نیاز دارند که بار تیم را به دوش بکشد.
ارومیه در برخی فصلها چنین چهرههایی داشته، اما نه همیشه در بهترین فرم و نه با پشتوانه کافی برای عبور از ضربههای نهایی و به همین دلیل، تیم در حد مدعی باقی مانده، اما کمتر به یک «تمامکننده» تبدیل شده است.
وضعیت امروز تیم و افق پیشرو
فصل جاری نشان میدهد شهرداری ارومیه همچنان در میان تیمهای قابلاعتنا قرار دارد و این تیم با ۳۲ امتیاز در میانه بالای جدول ایستاده و از نظر نتایج، فاصله را با صدر جدول آنقدر نیست که از کورس خارج شود، یعنی هنوز فرصت برای بازگشت، صعود و حتی تغییر معادلات وجود دارد، اما این فرصت تنها زمانی به نتیجه میرسد که تیم از نوسان فاصله بگیرد.
تجربه لیگهای گذشته نشان داده شهرداری ارومیه اگر در سرویس و دریافت به ثبات برسد، میتواند هر تیمی را تحت فشار بگذارد.
هواداران این تیم همواره نقش یک نیروی مضاعف را بازی کردهاند و در بازیهای خانگی، ارومیه را به یکی از سختترین میزبانیهای لیگ تبدیل کردهاند، با این حال، قهرمانی تنها در خانه ساخته نمیشود؛ تیم باید در بازیهای بیرون از خانه هم شخصیت قهرمانانه نشان دهد و این همان نقطهای است که ارومیه در بعضی فصلها از آن ضربه خورده است.
از سوی دیگر، اگر این باشگاه بخواهد از چرخه «نزدیک شدن و نرسیدن» خارج شود، باید پروژهای بلندمدت تعریف کند، یعنی کمتر به تصمیمهای هیجانی و بیشتر به ساختن هسته ثابت تیم تکیه کند و استخدام بازیکن باید بر اساس نیاز واقعی باشد، نه صرفا نام و محبوبیت و در کنار آن، حفظ آرامش کادر فنی و کاهش تنشهای بیرونی میتواند مسیر قهرمانی را هموارتر کند.
شهرداری ارومیه از نظر ظرفیت انسانی، هواداری و جایگاه فرهنگی، شایستگی قهرمانی را داشته و دارد، اما والیبال حرفهای به همان اندازه که به عشق و شور نیاز دارد، به نظم، ثبات و تصمیمسازی دقیق هم وابسته است و تا وقتی این سه ضلع کنار هم قرار نگیرند، ارومیه احتمالاً باز هم مدعی خواهد بود، اما قهرمان نه؛ و شاید همین، تلخترین روایت یک شهر عاشق والیبال باشد.
انتهای پیام/