گشت نامحسوس مالیات باشیم!

گفت خراب است، ولی فکر نمی کنم هر دوی آنها خراب بوده باشند. تو چی فکر میکنی؟!"

این را دو نفر از خانمهایی که از مطب دکتر بیرون می آمدند، به همدیگر می گفتند.

اهمیتی ندادم. قند توی دلم آب می شد که بالاخره توانستم از آن پزشک معروف وقت ویزیت بگیرم.

رفتم داخل و به منشی گفتم که برای ساعت ۷ امروز عصر نوبت داده بودید. با خوشرویی گفت: "بله بله... می شود ... هزار تومان."

کارت بانکی ام را به طرفش گرفتم و گفتم: "رمزش ۱۴۵۸ است!"

با اخم ریزی گفت: "خانم ببخشید کارتخوان‌هایمان خراب است. بی زحمت از عابر بانک جلوی ساختمان بغلی وجه نقد دریافت‌ کنید و بیاورید."

با بیان جمله "یعنی هر دو همزمان خرابند؟!" به یاد دیالوگ چند لحظه پیش آن دو خانم در پله های ساختمان مطب افتادم.

از پله ها که پایین می آمدم؛ به خبری فکر می‌کردم که چند روز پیش در شبکه های اجتماعی خوانده بودم. حکایت از جلسه ای داشت که در آن تاکید شده بود برای رفاه حال بیماران، پزشکان باید دستگاه کارتخوان در مطب داشته باشند. البته تا جایی که به خاطر داشتم، در روزهای پایانی سال ۱۳۹۷ هم خبری مبنی بر اینکه مطب کلیه پزشکان کشور در سال ۱۳۹۸ باید به دستگاه کارتخوان تجهیز شود، خوانده بودم.

از گرفتن پول منصرف شدم. از مراجعه مجدد به آن پزشک نیز دست برداشتم. چون یادم آمد که سالانه نزدیک به ۵ میلیون تومان از حقوق همسرم را به عنوان مالیات کسر می کنند تا امورات مملکت بچرخد و به پول نفت متکی نباشیم. خود من هم که معلمی ساده هستم سالانه مالیات بر حقوق می پردازم. یادم آمد که پدر بزاز من هم سالانه مبلغی مالیات می پردازد.

عدالت در این است که شهروندان استفاده کننده از زیرساخت های بهداشتی، آموزشی، شهری و... به قدر درآمدشان و براساس پیش بینی های قانونی، مالیات بپردازند. اینکه گروهی از پرداخت مالیات فرار کرده و به هر لطایف الحیل و بهانه ای شانه از بار مسئولیت خالی می کنند، علاوه بر اعمال ساز و کارهای قانونی پیش بینی شده، نیاز به واکنش اجتماعی قوی، پیوسته و مداوم مردم نیز دارد. 

پس همه با هم به کمک قانون بیاییم و گزارش چنین مواردی را کاملا در چارچوب اخلاق و قانون برشمرده، آن را به نظام صنفی مربوطه یا به شماره ۱۵۲۶ امور مالیاتی در هر استان اعلام کنیم.