دنی یورسن، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی آمریکا و از ستون نویس‌های نشریه AntiWar در مطلبی در این نشریه، با خشم در مورد اتفاقات اخیر در خلیج فارس و اقدامات دولت ترامپ قلم زده و بیان کرده، درصورت ورود آمریکا به جنگ با ایران، که آن را محتمل می داند، این جنگ پایان افسانه‌های مربوط به آمریکا و جمهوریت آمریکا خواهد بود.
کد خبر: ۷۴۴۹۹۳
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۲:۵۵ 15 May 2019

 

به گزارش «تابناک» وی در این مطلب آورده است: فکر می کنیم کی هستیم؟ این سؤالی جدی است. آخرین گزارش مبنی بر اینکه دولت ترامپ در نظر دارد 120000 نیروی نظامی در خاورمیانه مستقر کند - احتمالا برای حمله به ایران - نشان می دهد که سیاست خارجی واشنگتن در نهایت از ریل خارج شده است. با این حال، هنوز هم موضوع جنگ بعدی با ایران، مهمترین خبر این روزها بر روی خروجی رسانه های جریان اصلی نیست.

آنچه این طرح پیشنهادی را تشکیل می دهد، چیزی کمتر از مسائل مهم و عجیب و غریب امروز جهانی نیست. این چیزی است که باید توسط یک رسانه واقعی و مسئول گزارش داده شود: ایالات متحده در حال آماده شدن برای جنگی غیر قانونی، تضمین نشده و هزاران مایل دور از سواحل خود، علیه یک حکومت مستقر است. از نو! همه شهروندان واقعی باید وحشت زده باشند و فریاد مخالفت را از پشت بام ها سر دهند.

ایالات متحده تجاوز: جنگ با ایران پایان جمهوریت خواهد بود

این طرح پیشنهادی از پی تصمیم ایران، که ناشی از خصومت ایالات متحده است، برای توقف برخی از تعهداتش (نه همه تعهدات) در برنامه جامع اقدام مشترک (برجام، که بیشتر به عنوان توافق هسته ای ایران شناخته می شود) می آید. نباید جای تعجب باشد. در حقیقت، باور نکردنی است که ایران تا همین جا هم از مفاد این معاهده پیروی کرده است.

به هر حال، این ایالات متحده بود که یکجانبه این توافق را فسخ کرد و حتی سرویس های اطلاعاتی خودش هم اذعان کردند که ایران به آن متعهد بوده است؛ آن هم بر خلاف توصیه های متحدان اروپایی و حتی وزیر امور خارجه قبلی اش تیلرسون. با تحمیل مجدد تحریم ها به یک کشور متعهد، ایالات متحده آمریکا با خصومت و خشونت رفتار و در واقع هرگونه اقدام از ایران را توجیه کرد.

در واقع، رئیس جمهور روحانی تا حدودی توجیهاتی قانونی برای ادعای خود مبنی بر این دارد که حرکت تهران این توافق را نقض نمی کند، بلکه در واقع، برجام آن را مجاز دانسته است، زیرا اعمال مجدد تحریم ها، زمینه لغو تعهدات ایران را تحت این برجام به شکل کامل یا جزئی توجیه می کند.

این برنامه نظامی غول پیکر تنها جدیدترن تنش زایی در بازی خطرناک «این به آن در» است که میان ایران و آمریکا شروع شده. علاوه بر این، اغلب واشنگتن است که نقش متجاوز دارد. ایالات متحده، نه ایران، اخیرا یک ناو هواپیمابر و بمب افکن های B-52 را به خلیج فارس اعزام کرده است. ایالات متحده، نه ایران، وقتی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به عنوان یک سازمان تروریستی تعیین کرد، ناگزیر یک جنگ معنایی تحریک آمیز را آغاز نمود. این اقدام به حدی تهاجمی و غیر ضروری بود که پس از آن اقدام متقابل ایران برای رسیدن به این نتیجه ـ که نیروی واقعی تروریستی در منطقه سنتکام است ـ دقیق به نظر می رسد. علاوه بر این، واشنگتن اکنون مدت طولانی است که سطح و اهمیت حمایت ایران از پروکسی های مختلف منطقه ای مانند حوثی ها در یمن، شبه نظامیان شیعه در عراق و حماس در غزه را اغراق کرده است. ختم کلام: ایران در حال حاضر هیچ تهدید وجودی و استراتژیک برای آمریکا ندارد.

تمام این حوادث غم انگیز شباهت قابل توجه و نگران کننده ای با بدترین تصمیم سیاست خارجی قرن بیست و یکم آمریکا دارد؛ آخرین جنگ آمریکا در عراق. هر دو این موارد با گزارش های اطلاعاتی اغراق گونه، مبهم و هشدار دهنده و محرمانه توجیه شدند. این اتفاق چگونه در سال 2003 رخ داد؟ در حال حاضر، با گزارش نیویورک تایمز که مجددا عدد جادویی 120000 سرباز را ذکر کرده - نزدیک به تعداد سرباز آمریکایی در حمله به عراق - می توانیم نتیجه بگیریم که حتی اگر جنگ ضروری باشد، ارتش آمریکا نیروهای لازم برای پیروزی ندارد.

شبح جنگ با ایران، هر دو عنصر ماجراهای نظامی وحشتناک را در خود دارد: واشنگتن بار دیگر در مورد نیات جنگ طلبانه ایران اغراق و ظرفیت های دفاعی خود را کمتر از حد ارزیابی می کند. اشتباه نکنید: جنگ در خلیج فارس خونین و بی رحم خواهد بود و تقریبا غیرممکن است که بتوان از آن خارج شد. این جنگ نسخه دوم جنگ عراق 2.0، است، فقط بدتر از نسخه اول - از آنجا که ایران بزرگتر، کوهستانی تر و با جمعیتی بیشتری ملی گرا نسبت به عراق است.

پوچ بودن حتی تصور یک جنگ بزرگ با ایران، نشان می دهد که سیاست خارجی آمریکا به راستی مخرب و نابودگر شده است. آقای ترامپ (به درستی) تصمیم به کاهش تنش ها با روسیه و کره شمالی می گیرد، اما او هنوز هم نیاز به یک دشمن دارد، یک تبهکار مفید. از آنجا که دولت او با نومحافظه کاران بازیافتی مانند جان بولتون و مایک پومپئو - هر دو ایرانوفوبیای وسواسی - انباشته شده، باید از اول می فهمیدیم که ایران نقش قربانی و توجیه را برای بودجه عظیم دفاعی آمریکا و ینت ظاهری برای حفظ حضور نظامی در خاورمیانه بازی خواهد کرد.

مردم آمریکا به ندرت به سیاست خارجی ایالات متحده توجه دارند و از مسائل سیاست خارجی کنار گذاشته شده اند. به نظر می رسد که رسانه های مطیع آمریکایی، رشته ای از حلقه داخلی نومحافظه کاران در واشنگتن، دلقک های طرفدار ترامپ، و حلقه قدرتمندی از شرکتهای فعال در تجارت اسلحه هستند که امور خارجی آمریکا را هدایت می کنند. با کنگره به ندرت مشورت می شود، همان طور که در روز سه شنبه شاهد بودیم که سناتور باب منندز، یکی از اعضای بسیار برجسته کمیته روابط خارجی مجلس سنا - در CNN اعتراف کرد که او کامل در جریان این اطلاعات فوق سری که ظاهرا توجیهی برای افزایش تنش نظامی در خلیج فارس بوده، قرار نگرفته و آن را درک نمی کند. این وحشتناک است!

این جنگی است که تندروهای نامنتخبی همچون بولتون و پومپئوخواهان آن هستند و با وجود شهروندان بی تفاوت، یک کنگره ی نا متحد و رئیس جمهوری نرم شدنی، جنگی است که آنها احتمالا به آن می رسند. چنین جنگی خونین، دشوار و پرهزینه است و پایان دادن به آن ساده نخواهد بود. این جنگ بقایای ثبات منطقه ای را از بین می برد و تنها به دو قدرت پنهانی پشت این جنبش - عربستان سعودی و اسرائیل کمک می کند. حمله/ یا اشغال ایران، یک بار و برای همیشه، پایان تمام افسانه ها در این مورد خواهد بود که ایالات متحده یک جمهوری مبتنی بر نمایندگی و حکومت مردمی و متعهد به هنجارهای بین المللی است. در عوض این جنگ می تواند آنچه اکنون مدت هاست آمریکا به آن تبدیل شده را افشا کند؛ یک امپراتوری رذل هژمونیک مبتنی بر قدرت و خرابی.

 

منبع: تابناک
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار