کد خبر: ۱۹۳۶۳۸
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ - ۲۲:۳۶ 06 March 2016


شاید بتوان ارتباط و تعامل با معصومین را در سه ساحت کلّی، «عشق به اسم»، «شناخت مسمّی» و «تبعیت از رسم» خلاصه کرد. «محبّت» و عشق ورزیدن اگر واقعی باشد اوّلاً بدون شناخت و معرفت ممکن نخواهد بود و پیروی و تبعیت را نیز به دنبال خواهد داشت.

نوعاً شیعیان اهل بیت علاقۀ به اهل بیت عصمت و طهارت را در دل دارند و شنیدن نام آن ذوات مقدّسه برایشان دلنشین و تأثربرانگیز است. «فاطمه» (س) گوهر بی بدیل خاندان رسالت نیز برای مسلمانان و شیعه جایگاهی والا دارد. شناخت آن حضرت (س) در مرحله ای به شناخت شناسنامه ای و ظاهری محدود می شود ولی در مراتبی والاتر شناخت عمیق تر آن حضرت (س) را تأمّلی عمیق تر بایسته است. اگر انسان ترکیبی از جسم و روح باشد [در کنار ذهن و جان] جسم فاطمه (س) منشأ و خاستگاهی ورای عالم ملک دارد آنگونه که از پیامبر (ص) نقل شده است: در معراج درختی نیکو منظر مي بيند که جبرئیل میوه ای از آن حضرت مي دهد و پيامبر(ص) مي خورد پس از نزول به عالم ملک: وقتی با خدیجه (س) همبری می کند نطفۀ فاطمه (س) منعقد می شود كه برگرفته از همان میوۀ تناول شده در شب معراج بوده. حال اگر جسم چنین باشد روحی که با این جسم ارتباط پیدا می کند یا از این جسم برمی آید تا با آن سنخيّت و تناسب داشته باشد چه روحی بايد باشد؟!

پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «لو کان الحسن شخصاً لکان ابنتی فاطمه، بل هی افضل ابنتی فاطمه هی افضلُ اهل الارض عنصراً و شرفاً و کرماً» (اگر حسن و زیبایی در قالب یک انسان مجسم و مجسّد می شد آن شخص فاطمه بود، بلکه او برتر از حُسن است. دخترم فاطمه برترین انسانها از لحاظ عنصر وجودی و شرافت و کرامت می باشد).

همانگونه که به اجمال اشاره شد آن حضرت (س) از لحاظ عنصر وجودی جسم و جانش بهشتی و ملکوتی می باشد آنگونه که پیامبر (ص) می فرماید: «کلّما اشتقتُ الی رائحه الجنّه شممتُ فاطمه» (هر وقت مشتاق رایحه و عطر دل انگیز بهشت می شوم فاطمه را می بویم) و از لحاظ شرافت، کرامت و اصالت خاندان نیز منتسب به اشرف کاینات و گرامی ترین جانها نزد خداوند، محمد (ص) می باشد. همسرش علی بن ابیطالب بود که مادر دهر از آوردن چنان فرزندی عاجزاست و در احادیث نقل شده: «لولا علِی لما لها کفواً علی وجه الارض الی یوم القیامه آدم و من دونه»، (اگر علی علیه السلام نبود برای فاطمه بر روی زمین تا قیامت همتایی نبود) مجلسی (ره) وقتی این حدیث را نقل می کند می‌نویسد: با تأمّل در این حدیث معلوم می شود مقام و مرتبت والای فاطمه (س) از پیامبران اولوالعزم نیز برتر می باشد. گرامی ترین انسانهای روی زمین فرزندان فاطمه (س) می باشند:

«اقبال لاهوری» گوید:

مریم از یک نسبت زهرا عزیز * از سه نسبت حضرت زهرا عزیز

نـور چـشم رحمةً للعالمـین* آن امــام اولـیـن و آخــریـن

بـانوی آن تاجـدار هل اتـی * مرتضی، مشکل گشا، شـیرخدا

مـادر آن مـرکز پرگار عشق * مـادر آن کـاروان سالار عشق

اگر مریم (س) با برخورداری از طهارت و عبادت و داشتن فرزندی مانند عیسی (ع) از چنان جایگاه رفیعی برخوردار می شود فاطمه (س) را که با توجّه به عبارت: «هُم فاطمه و ابوها و بعلها و بنوها» محور اصحاب کساء می باشد و مادر فرزندانی والاتر از عیسی (ع)، جایگاهی رفیع تر و بلندمرتبه تر است آنگونه که پیامبر (ص) می فرماید: «ابنتی فاطمه و الله مریم الکبری». دوران زندگی آن حضرت (س) در یک تقسیم بندی کلّی به سه مرحله و مقطع تولد تا ازدواج و شروع زندگی مشترک تا وفات پیامبر (ص) و وفات پیامبر (ص) تا شهادت و پایان عمر فاطمه (س) تقسیم می شود. دوران خردسالی فاطمه (س) با ایذاء و اذیت های مشرکان نسبت به پیامبر (ص) و رحلت خدیجه (س) مادر گرامی فاطمه (س) همراه بود در این سالها فاطمه در عین خردسالی همدمی شریک آلام برای پدر (ص) بود وقتی مشرکان به پیامبر (ص) اهانت می کردند فاطمه (س) می آمد و با سنّ کم پدر را دلداری می داد و به پدرش محبّت می کرد. از القاب فاطمه (س) «ام ابیها» می باشد.

کودکی بودی که بی مادر شدی * بر پدر یاور شدی مادر شدی

وقتی با علی (ع) ازدواج می کند پیامبر (ص) او را در فکر می بیند وقتی علّت را می پرسد فاطمه‌(س) در پاسخ می گوید: چند سالی با شما زندگی کردم و حال به خانه جدیدی نقل مکان می کنم از این خانه جدید نیز می بایست به خانه ابدی رحلت بکنم که فکر آن سفر همیشگی و ره توشه اش مرا به خود مشغول داشته است. پیامبر (ص) چند روز پس از ازدواج از فاطمه (س) می پرسد: همسرت را چگونه می بینی؟ فاطمه (س) در پاسخ می گوید: «خیرُ بَعل».

از القاب فاطمه (س) «حانیه» می باشد که به معنی زنی است که به شوهر خود علاقه زیادی دارد و نیز از فاطمه (س) نقل شده است که به علی (ع) می فرماید: «انّی استحی من الله اَن اُکلّفُک مالا طاقَه لک به».

در ارتباط با فرزندان نیز آنان را به گونه ای بزرگ می کند که سزاوار فاطمه (س) و فرزندانش می‌باشد. وقتی با امام حسین (ع) پیشنهاد بیعت مطرح می شود حسین (ع) می فرماید: دامنی که در آن بزرگ شده ام به من اجازۀ چنین کاری را نمی دهد و نیز نقل است که حضرت زینب (س) در کوفه سؤالی قرآنی از پدر بزرگوارش می پرسد، علی (ع) ضمن پاسخ اشاره ای گذرا به واقعۀ کربلا می کند و زینب (س) می گوید: «حدّ ثتني بها اُمیّ» مادرم اینها را به من گفته است. در ارتباط با خدمتکار، کار روزانه را بین خود و خادمه تقسیم می کند و هر کدام یک روز به کارِخانه می پردازند، در ارتباط با همنوعان، آن حضرت نماد و نمود ایثار و نثار بود که در سورۀ «دهر» به انفاق و اطعامشان اشاره شده است. از آن حضرت (س) نقل است که می فرماید: «حُبب الیّ من دنیاکم ثلاث، تلاوة کتاب الله و النظر الی وجه رسول الله و الانفاق فی سبیل الله»، (محبت و علاقه به سه چیز در دل من قرار داده شده است: تلاوت قرآن و نگاه به صورت پیامبر و انفاق در راه خدا) آن حضرت (س) در شب عروسی پیراهن خود را به سائل می بخشد و امام حسن (ع) می گوید: مادرم شب مدام همسایگان را دعا می کرد وقتی پرسیدم خودمان را دعا نمی کنی، فرمود: «الجارثمّ الدّار» زهد و نادلبستگی فاطمه (س) چنان بود که در زیارتش به عنوان هَم پیمانِ زهد نام برده شده است. اگر بالاترین مرتبه زهد پایین ترین مرتبه ورع باشد و بالاترین مرتبه ورع پایین ترین مرتبه یقین، پیامبر (ص) در وصف فاطمه‌(س) خطاب به سلمان می فرماید: «ملاء الله قلبها و جوارحها ایماناً و یقیناً» خداوند تمام وجود فاطمه (س) را از ایمان و تقوی سرشار ساخته است.

در شان نزول سورهٔ مبارکه کوثر از غالب مفسران شیعه و سنی نقل است که: عده ای از سنادید قریش، مشرکان، بدخواهان، معاندان، روی همان سنت‌های باطلی جاهلیّت گفتند: بعد از اینکه پیغمبر از دنیا رفت ، نام و مکتب و یادش نیز از بین می‌رود. برای اینکه پسر ندارد! در مورد دختر باورشان این بود که:" بنونا بنوا ابناءنا و بناتنا لو هنّ اتباع ر جال ابائه". این شعر، باور رسمی جاهلیت بود. می‌گفتند: پسران ما و نوه‌های پسری ما، فرزندان ما هستند. اما نوه‌های دختری ما فرزند ما نیستند. این‌ها فرزند مردان دیگرند! و بناتنا و لو هنّ أتباع ر جال ابائه. برای زن و دختر حرمتی قائل نبودند و می‌گفتند: چون پیغمبر پسرش قبلاً از دنیا رفت و اکنون پسری ندارد و جز دختر چیزی از او نمانده است، با وفاتش، نام و دین او فراموش می‌شود و از بین می‌رود.

خداوند فرمود : تو برای همیشه می‌مانی! برای اینکه من به تو موهبتی دادم که هیچ کس نمی‌تواند از بین ببرد

مصطفی را وعده کرد الطاف حق* گر بمیری تو نمیرد این سبق

من کتاب و معجزه‌ت را رافعم * بیش و کم‌کن را ز قرآن مانعم

من ترا ا اندر دو عالم حافظم * طاعنان را از حدیثت رافضم

کس نتاند بیش و کم کردن درو * تو به از من حافظی دیگر مجو

رونقت را روز روز افزون کنم * نام تو بر زر و بر نقره زنم

مثنوی معنوی ؛دفتر سوم

و فرزندی دادم که حافظ و مجری قرآن است . قرآن دادم و عترتی که حافظ ، مفسّر ، مبیّن ، معلّم ، مجری احکام و حقوق قرآنند ، فرزندان همین دخترند. فرمود: «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ . فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ . إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ » ! آنها که تو را ابتر می پنداشتند ،ابترند نه تو!

این بانو حجت خدا بر ائمه علیهم السّلام است، برای اینکه در حجیّت، نبوّت ؛ رسالت یا امامت لازم نیست؛ آنچه که محور حجیّت است، عصمت است. اگر یک انسانی معصوم بود، حرف او، فعل او، تقریر او، سکوت او و قیام و قعود او حجّت خداست. در زیارت آل یاسین به حالات امام عصر ارواحنا فداه سلام عرض می‌کنیم، برای اینکه تک تک حالات او معصومانه است. السّلام علیک حین تقوم و تقعد، السلام علیک حین تقرء و تبیّن، السلام علیک حین ترکع و تسجد.

این که در نهج البلاغه، گاهی علی بن ابیطالب سلام الله علیه به سخنان فاطمه علیها السلام استشهاد می‌کند ، این استدلال به قول حجّت الله است ؛ ائمه علیهم السّلام عالم به غیب‌اند منبع علمی آنها گاه از قرآن است ،گاه سخن رسول اکرم می باشد و در مواردی از مصحف فاطمه (س)! وقتی امام معصوم خبر غیب می‌دهد، سئوال می‌کنند این خبر غیب را از کجا گفتی؟ می‌ فرماید: از مصحف مادرمان ! مصحف فاطمه همان است که جبرئیل سلام الله علیه نازل می‌شد، و این معارف را می‌فرمود و وجود مبارک فاطمه (س) تلقّی می‌کرد، بعد امیر المؤمنین سخنان فاطمه (س)را می‌نوشت و ما حصل آن مصحف فاطمه می باشد .

در زیارت حضرت (س) می گوئیم:السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ . السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَةُ

الحمدلله رب العالمين

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار